دجال بصره - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٠٨
رها كنيد ، اگر الهى باشد رشد مىكند ؛ و هنگامى هم كه رشد كرد [ مراجع ] به تو ميگويند : او را رها كنيد كه رهبر و مرجعِ باطل است ! اگر بگويي : چگونه باطل است درحاليكه امام است ؟ به تو ميگويند : اصل اين است كه امام و نائب امام نباشد .
او همچنين گفته است :
من ، سيد سيستانى و اين نويسندگان را نصيحت ميكنم كه با ديده انصاف به اين دعوت مبارك يمانى بنگرند و با انصاف به دنبال حق و اهل آن باشند ؛ در غير اين صورت بدانند هركس كه در برابر اين جنبش مبارك يمانى بايستد ، آيندگان او را لعنت خواهند كرد ، همانگونه كه امروز كسانى كه را برابر رسول خدا محمد بن عبدالله ايستادند ، لعنت ميكنيم .
و نيز گفته است :
من ، بندهاى بينوا و كم علم و عمل هستم ؛ ادعا ندارم كه از سيد سيستانى عالمترم ؛ اما با روايات اهلبيت و فتاواى علماى برجسته آشنايى دارم و ديدم كه فتاواى سيد سيستاني ، با آنها مخالف است ؛ اما متأسفانه بسيارى از افراد نادان احمق ، بر طبل مرجعيت اين عالمان بيعمل ميكوبند . . . درحاليكه اينان ، همان عالمان بيعملى هستند كه انتظار براى امام مهدى را تضعيف كردهاند و به تكذيب امام زمان و وصى و فرستاده او بسنده نميكنند .
همچنين در جاى ديگرى گفته است :
شرك انواع مختلفى دارد . . . شرك آشكار يكى از انواع آن است كه خود آنهم انواعى دارد و شرك صريح در عقيده ، يكى از انواع آن است ؛ مانند پرستيدن بت و پرستيدن علماى گمراه بدون عمل ؛ اينان بتهاى سخنگو هستند .
. . . كار مردم عجيب است ! اگر پادشاهان بر پادشاهى باطل دنيايى خود