دجال بصره - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٠٧
دليل دشمنى دجال با مراجع شيعه چيست ؟
كينه و دشمنى احمد دجال با علما و مراجع شيعه ، دقيقا همانند كينه و دشمنى وهابيت با آنان است ؛ حتى شدت كينه و تعابير و كلمات نيز يكسان است !
پيروان او هيچ مرجعى را نام نميبرند مگر اينكه پسازآن ميگويند : خدا لعنتش كند ! خدا خوارش كند ! يا او را گمراه و بت و . . . ميدانند !
دليلش هم آن است كه اينان بهخوبى ميدانند علما و مراجع شيعه ، دژهايى مستحكم در برابر ادعاهاى منحرف آنان هستند .
خودشان هم اعتراف دارند كه اگر علما و مراجع شيعه نبودند ، دعوتشان در تمام مناطق فراگير ميشد .
آنان همچون دزد شكستخوردهاى هستند كه خشمش را بر سر نگهبان خالى مىكند و ميگويد : اگر او نبود ، داخل خانه شده و همهچيز را برده بودم !
احمد دجال ميگويد :
امامان گمراهى و زمينهسازان دجال و سفياني ، همينگونه هستند ؛ آنان با آماده كردن ذهن و روح و جان مردم ، در مبارزه با معصوم ( ٧ ) و ردّ كردن دليل پدرش ، پيامبر اسلام ، كوشش ميكنند .
همه ميدانند كه مردم از مرجعيت پيروى ميكنند و اين گمراهانِ گمراهكننده [ يعنى مراجع و علما ] خودشان عادت كرده و مردم را نيز عادت دادهاند كه هر سخن مخالفى كه دروغ و نيرنگشان را براى مردم آشكار مىكند ، فورا رد كنند ؛ به اين بهانه كه اين سخن در فقه و اصول فقه و . . . نيامده است ؛ . . . و با اين ادعا كه حق اگر واقعا حق باشد پيروز خواهد شد ، زيرا آنچه براى خدا باشد رشد مىكند ، پس وظيفه شماست كه او را