آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٠٧
در نگهدارى آنان ميكوشيدم و به پيمانهاى ديرينى كه بسته بودم وفادار ميشدم و پارهاى از حقّهاى اوّليّه را ادا ميكردم و از پيش آمدهاى بزرگ محافظتشان مينمودم و هم چون بندگان فرمان بردار، خدمتشان را ميان مىبستم و از آنچه توانائيم بود دريغ نميكردم و براى آن صورتها و پارههاى بدنها فرش احترام و بزرگداشت ميگستردم تا از هم آغوشى آنان به آرزوى ديرين خودم رسيده و از نورشان كاشانه تاريك خود را روشن و منوّر ميساختم چه قدر مشتاقم كه باين آرزوهايم ميرسيدم و چه قدر پريشانم كه اهل و ساكنينم از چشم من غايباند هر چه ناله زنم كم زدهام و هيچ داروئى بجز آنان شفا بخش درد من نتواند بود اينك من بخاطر از دست دادن آنان جامههاى غم بتن كردهام و پس از آنان با لباس مصيبتها انس گرفتهام و ار خويشتن دارى و شكيبائى مأيوسم و گفتهام كه: اى روزگار شادى ديدار در قيامت. و ابن قتيبة رحمه اللَّه كه منزلهاى اشاره شده را ديده و گريسته چه خوب اشعارى سروده است (بدين مضمون)