آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ١١٤ - مسلك دوم در توصيف حال جنگ و آنچه نزديك بحال جنگ بود
پاىاش در آورد صدا زد پدرم سلام بر تو اينك جدّم است كه بر تو سلام ميرساند و ميفرمايد هر چه زودتر نزد ما بيا پس نعرهاى بر آورد و مرغ روحش از قفس تن پرواز نمود[١] حسين ٧ آمد تا بر بالينش نشست و صورت خود بر صورت على گذاشت و فرمود: خدا بكشد گروهى را كه تو را كشتند چه جراتى نسبت بخدا و هتك احترام پيغمبر داشتند، بعد از تو خاك بر سر دنيا باد.
راوى گفت: زينب دختر على ٧ از خيمهها بيرون شد و فرياد ميزد اى دلبندم اى فرزند برادرم و مىآمد تا آنكه خود را بر وى كشته آن جوان انداخت حسين آمد و بازوى خواهر را گرفت و بسوى زنان حرم برگردانيد سپس از مردان خانواده يكى پس از ديگرى بميدان مىآمد تا آنكه
[١] در مقاتل الطالبين است: و جعل يكركرة بعد كرة حتى رمى بسهم فوقع في حلقه فخرقه و اقبل ينقلب في دمه ثم قال يا ابتاه عليك السلام هذا جدى رسول اللَّه يقرئك السلام و يقول عجل القدوم الينا و شهق شهقة فارق الدنيا، حملههاى پى در پى نمود تا آنكه نشانه تيرى شد كه بگلويش به نشست و گلويش را دريد على ٧ در خون خود ميغلطيد سپس گفت: پدر جان سلام بر تو اين جدم رسول خدا است كه بر تو سلام ميرساند و ميگويد زودتر نزد ما بشتاب اين بگفت و صيحهاى زد و جان سپرد، مترجم