آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ٤٤ - مسلك اول در بيان امورى است كه پيش از جنگ روى داد،
در روز ترس، آسوده خاطرت فرمايد و عزّتت را روز افزون كند و در روز قيامت كه تشنگى بنهايت رسد سيرابت فرمايد.
ولى همين كه شخص نامبرده: (يزيد بن مسعود) آماده بيرون شدن بسوى حسين گشت پيش از حركت خبر رسيد كه حسين ٧ كشته شد، وى از دست رفتن اين سعادت بسيار متأثّر و ناراحت گرديد.
و امّا منذر بن جارود كه يكى از حضّار مجلس بود، نامه حسين ٧ را با نامه رسان: (ابو رزين سليمان) بنزد عبيد اللَّه بن زياد (كه فرماندار بصره بود) آورد زيرا منذر ترسيد مبادا كاغذ، توطئهاى از طرف عبيد اللَّه بن زياد باشد و از طرفى بحريّه دختر منذر، همسر عبيد اللَّه بود عبيد اللَّه بن زياد نامه رسان حضرت را دستگير نمود و بدارش آويخت، سپس بر منبر شد و خطبهاى خواند و مردم بصره را از مخالفت و تحريك افراد ماجرا جو و پست، ترساند و آن شب را در بصره بود، چون صبح شد برادرش عثمان بن زياد را نايب خويش نموده و خود بطرف كاخ كوفه