آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ٨٠ - مسلك اول در بيان امورى است كه پيش از جنگ روى داد،
راوى گفت: هلال بن نافع بجلّى بپاى خواست و عرض كرد: بخدا قسم ما ملاقات پروردگار خود را ناخوش نداريم و در نيّتهاى خويش با روشن بينى پايداريم با دوست شما دوستيم و با دشمنت دشمن.
راوى گفت: برين بن خضير برخاست عرض كرد: بخدا قسم يا ابن رسول اللَّه براستى كه اين منّتى است از خداوند بر ما كه افتخار جنگ در ركاب تو نصيب ما گشته است كه در يارى تو اعضاى ما قطعه قطعه شود و سپس جدّ تو روز قيامت از ما شفاعت كند.
راوى گفت: سپس حسين ٧ برخاست و سوار شد و حركت كرد ولى سپاهيان حرّ گاهى جلوگيرى از حركت ميكردند و گاهى حضرت را از مسير منحرف ميكردند تا روز دوّم محرّم بسر زمين كربلا رسيد چون بآن جا رسيد فرمود: نام اين زمين چيست؟ عرض شد كربلا، گفت: بار الها من از اندوه و بلا بتو پناهندهام سپس فرمود: اينجا سرزمين اندوه و بلا است و فرمود: فرود آئيد كه بارانداز و قتلگاه و مدفن ما است