آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ٦١ - مسلك اول در بيان امورى است كه پيش از جنگ روى داد،
خداوند نيست درود خداوند بر پيغمبرش باد، مرگ بر فرزند آدم مسلّم است هم چون گردن بند در گردن دختران جوان، چقدر مشتاقم بديدار گذشتگانم آنچنان كه يعقوب را بديدار يوسف اشتياق بود مرا كشتارگاهى مقرّر است كه بايد آنجا برسم، گوئى مىبينم پيوندهاى بدن مرا گرگان بيابانها از هم جدا مىكنند در سرزمينى ميان نو اويس و كربلا تا رودههاى خالى و انبانهاى گرسنه را از پارههاى تن من پر كنند، آدمى از سرنوشت ناگزير است، ما خاندان رسالت برضاى خداوند راضى هستيم و ببلايش شكيبا، و خداوند بهترين پاداش شكيبايان را بما عطا خواهد فرمود هرگز پاره تن رسول خدا از او جدا نگردد و همگى در جايگاه قدس در كنار اويند تا ديدهاش با آنان روشن شود و وعده الهى بآنان تحقّق يابد هر كه خواهد تا خون دل خود را در راه ما نثار كند و آماده حركت هست همراه ما كوچ كند كه من بصبحگاه امشب كوچ خواهم نمود.
ابو جعفر محمّد بن جرير طبرى امامى در كتاب دلايل الامامه روايت