آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ١٠٦ - مسلك دوم در توصيف حال جنگ و آنچه نزديك بحال جنگ بود
روز قيامت از شفاعت جدّش بهرهمند گردى، وهب بازگشت و آنقدر جنگ كرد تا دستهايش بريده شد همسرش عمود خيمه را بدست گرفت و رو سوى او آمد و ميگفت: پدر و مادرم بقربانت در يارى پاكان يعنى حرم رسول خدا جنگ را ادامه بده، وهب رو بهمسرش آمد تا او را بخيمه زنان باز گرداند زن دست انداخت و دامن وهب را بگرفت و گفت: هرگز باز نميگردم تا با تو كشته شوم حسين ٧ كه اين منظره بديد فرمود: خداوند بشما در عوض اين يارى كه از اهل بيت من ميكنيد پاداش نيكو عطا فرمايد خدايت رحمت كند اى زن بر گرد به نزد زنان حرم، زن كه اين دستور از حضرت دريافت بخيمه بازگشت و كلبى مشغول جنگ شد تا بدرجه رفيعه شهادت رسيد رضوان اللَّه عليه.
سپس مسلم بن عوسجه بميدان شد در مبارزه با دشمن پايدارى كرد و بر هول و هراس جنگ، شكيبائى نمود تا آنگاه كه از پاى در آمد هنوز نيمه جانى در بدنش بود كه حسين ٧ باتّفاق حبيب بن مظاهر بالينش آمد و فرمود: رحمت خدا بر تو باد اى مسلم فمنهم من قضى نحبه و منهم من ينتظر و ما بدّلوا تبديلا (اشاره باينكه تو از جوانمردانى