آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ١٥ - مسلك اول در بيان امورى است كه پيش از جنگ روى داد،
روزى حسين را بنزد پيغمبر آورده و در دامن آن حضرت نهاده بودم در آن ميان كه رسول خدا حسينش را مىبوسيد حسين ٧ ادرار كرد و قطرهاى از بول او بلباس پيغمبر رسيد من او را با دو انگشت شكنجيدم بگريه افتاد پيغمبر با قيافهاى خشم آلود بمن فرمود: آرام اى امّ الفضل اين جامه من قابل شستشو است فرزند مرا آزردى امّ الفضل گويد:
حسين ٧ را در آغوش آن حضرت بجاى گذاشته و برخاستم كه آب براى شستن جامهاش بياورم چون بازگشتم ديدم حضرت گريان است عرض كردم: يا رسول اللَّه چرا گريه ميكنيد؟ فرمود: جبرئيل بنزد من آمد و خبر داد كه امّت من همين فرزندم را خواهند كشت خداوند شفاعت مرا بروز قيامت نصيب آنان نفرمايد.
راويان حديث گفتهاند: كه چون يك سال تمام از ولادت حسين ٧ سپرى شد دوازده فرشته بحضور رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فرود آمدند يكى از آنان بصورت شير بود و دوّمى بصورت پلنك و سوّمى بصورت اژدها و چهارمى