آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ١٨٦
اجتماعت پراكنده، روزى ميرسد كه منادى ندا ميكند هان لعنت خدا بر ستمكاران باد پس سپاس پروردگار جهانيان را كه اوّل ما را با خوشبختى و مغفرت و آخر ما را با شهادت و رحمت پايان داد و از خدا ميخواهم كه پاداش آنان را بطور كامل و هر چه بيشتر عطا فرمايد و ما را بازماندگان نيكى گرداند كه او مهربان و با محبّت است و خداوند ما را بس است و وكيل نيكوئى است يزيد در جواب شعرى خواند بدين مضمون:
|
بسا نالهاى كان پسنديدهتر |
كه آسان بود نوحه بر نوحه گر |
|
راوى گفت: سپس يزيد با اهل شام مشورت نمود كه با اسيران چه كند؟ آنان نظرى دادند (كه بحكم مراعات ادب با خاندان رسالت ترجمة نشد) نعمان بن بشير گفت: به بين رسول خدا با آنان چه ميكرد؟ تو نيز همان كن پس مردى از اهل شام نگاهش بفاطمه دختر حسين افتاد گفت يا امير المؤمنين اين كنيز را بمن ارزانى دار، فاطمه بعمّهاش گفت: عمّه