آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ٦٤ - مسلك اول در بيان امورى است كه پيش از جنگ روى داد،
پدر و برادرت گردد، اگر رأيت به ماندن در مكّه باشد عزيزترين فردى خواهى بود كه در حرم الهى است و كسى را بتو دسترسى نخواهد بود، فرمود: برادرم، ميترسم يزيد بن معاوية بناگاه مرا بكشد و احترام اين خانه با كشته شدن من از ميان برود محمّد بن حنفيّه گفت: اگر از چنين پيش آمدى ميترسى بسوى يمن و يا يكى از بيابانهاى دور دست برو كه از هر جهت محفوظ باشى و كسى را بتو دسترسى نباشد فرمود: تا به بينم، چون سحر شد حسين ٧ كوچ كرد خبر كوچ كردن حسين بمحمّد بن حنفيّه رسيد، آمد و زمام شترى را كه حضرت سوار بر آن بود بگرفت و عرض كرد:
برادر مگر وعده نفرمودى كه پيشنهاد مرا مورد توجّه قرار دهى؟ فرمود:
چرا، عرض كرد: پس چرا باين شتاب بيرون ميروى؟ فرمود: پس از آنكه از تو جدا شدم رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله نزد من آمد و فرمود: حسين بيرون برو كه مشيّت خداوندى بر اين است كه تو را كشته به بيند، محمّد بن حنفيّه