آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ٩٢ - مسلك دوم در توصيف حال جنگ و آنچه نزديك بحال جنگ بود
برديم و نه شمشيرى زديم؟ نه بخدا قسم اى پسر پيغمبر هرگز از تو جدا نخواهيم شد بلكه بجان و دل نگهدار تو خواهيم بود تا آنكه در برابر تو كشته شويم و بسر نوشت تو دچار گرديم خدا زشت گرداند زندگى بعد از تو را، سپس مسلم بن عوسجه بر خواست و عرض كرد: ما تو را اين چنين رها كنيم و برويم در حالى كه اين دشمن گرداگرد تو را گرفته است؟
نه بخدا قسم خداوند هرگز نصيبم نكند كه من چنين كارى كنم؟ هستم تا نيزهام در سينهشان بشكنم و تا قبضه شمشير در دست دارم با شمشيرشان بزنم و اگر اسلحه نداشته باشم با پرتاب سنگ با آنان خواهم جنگيد و از تو جدا نخواهم گشت تا با تو شربت مرگ را بياشامم.
راوى گفت: سعيد بن عبد اللَّه حنفى برخاست و عرض كرد: نه بخدا اى پسر پيغمبر هرگز ما تو را رها نكنيم تا خداوند بداند كه ما سفارش پيغمبر را در باره تو نگهداشتيم و اگر من دانستمى كه در راه تو كشته ميشوم و سپس زنده ميشوم و سپس ذرّات وجودم را بباد ميدهند و هفتاد