آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ١٨٣
انتظار در تأخير دشمنى ما اهل بيت از كسى كه با ديده بغض و دشمنى و توهين و كينهجوئى بر ما نگريست و پس از اين همه، بدون اينكه خود را گنهكار به بينى و بزرگى اين عمل را درك كنى ميگوئى
|
كاش بودند بگفتندى شاد |
دست تو درد مبيناد يزيد |
|
در حالى كه با چوب دستى اشاره بدندانهاى ابى عبد اللّه سرور جوانان اهل بهشت ميكنى و با چوب دستى خويش دندانهاى حضرت را ميزنى چرا چنين نگوئى؟ تو كه پوست از زخم دل ما برداشتى و ريشه ما را درآوردى با اين خونى كه از خاندان محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و ستارگان درخشان روى زمين از اولاد عبد المطّلب ريختى يزيد، پدرانت را بانگ ميزنى بگمانت كه صدايت بگوششان ميرسد بهمين زودى بجائى كه آنان هستند خواهى رفت و آن وقت آرزو خواهى كرد كه اى كاش دستت چلاق بود و زبانت لال و چنين حرفى نميزدى و كارى كه كردهاى نميكردى بار الها حقّ ما را