آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ١٩٠
فرزند پيغمبر شما و پيغمبر يك پدر بيشتر فاصله نيست كه فرزندانش را كشتيد: و از امام زين العابدين روايت شده است كه چون سر بريده حسين را نزد يزيد آوردند مجالس ميگسارى ترتيب ميداد و سر مبارك را مىآورد و در مقابل خود ميگذاشت و بر آن سفره ميخوارگى ميكرد روزى سفير پادشاه روم كه خود يكى از اشراف و بزرگان بود در مجلس حضور داشت گفت: اى شاه عرب اين سر از كيست؟ يزيد گفت: تو را با اين سر چكار؟
گفت: من كه بنزد پادشاه باز ميگردم از آنچه ديدهام از من مىپرسد دوست داشتم كه داستان اين سر و صاحب سر را برايش گفته باشم تا او نيز شريك شادى و سرور تو باشد يزيد ملعون گفت: اين سر حسين بن علىّ بن ابى طالب است رومى گفت: مادرش كيست؟ گفت: فاطمه دختر رسول خدا نصرانى گفت: نفرين بر تو و دين تو، دين من كه بهتر از دين شما است زيرا پدر من از نوادهگان داود است و ميان من و داود پدران بسيارى فاصله