محاسبه نفس یا روش پیشگیری از وقوع جرم (ترجمه محاسبة النفس) - سید بن طاووس - الصفحة ٤٤ - سيد و معاصرين او
آنچه اهل دين سلوك نموده و بدان توجه كردهاند»[١] خلاصه تجربهاى كه سيد بن طاوس از تاريخ پر ظلم و ستم بنى اميه و بنى عباس و عالمان دين به دنيا فروخته آموخت اين بود كه به ديگران بياموزد «محاسبه» را از خود شروع كنند و تا خويشتن را نساختهاند به ديگران نپردازند. او كه به حق دين اسلام را دين فطرى مىدانست و آيه ٣٠ سوره روم را به پسرش گوشزد مىكرد تا از طريق فطرت پاى بيرون ننهد به پسر خود محمد و همه كسانى كه نوشته او را مىخوانند مىگويد:
اى فرزندم از جمله چيزهائى كه دلالت دارد بر اينكه اصل معرفت خداوند از وجود و كرم او جل جلاله است و تو بايد در زياد نمودن و تكميل معرفت بكوشى و در تقويت آن سعى نمايى اين است كه بيشتر اهل معرفت و خداشناسان را مشاهده مىنمايى كه وقت و هنگام حصول معرفت خود را ندانند كه در روز بوده است يا شب بلكه ماه و سال آن را نيز ندانند تا چه رسد به وقت و ساعت آن و اگر معرفت به كسب و نظر بود هر آينه وقت آن را مىدانستند و يا به حدود تقريبى آن آگاه بودند ... و جز اين نيست كه خداوند متعال بندگان ضعيف خود را به سوى معرفت و شناسائى خود به طورى سير مىدهد كه فهم و ادراك از آن قاصر است از اين جهت نه زمان حصول معرفت را مىدانند و نه به زمان قريب به آن آگهى دارند.
از نوشتههاى سيد بر مىآيد كه او توجه به خدا و اصرار در دعا و
[١] از صفحه ٢٣ كتاب برنامه سعادت چاپ كتابفروشى مرتضوى.