محاسبه نفس یا روش پیشگیری از وقوع جرم (ترجمه محاسبة النفس) - سید بن طاووس - الصفحة ١١٣ - حسابگران طبيعت
همديگر بديهى و ثابت است و نياز به اثبات ندارند مثلا كيست كه تأثير چشم و گوش، معده، ريه و قلب و ... را در همديگر منكر شود و بهرههايى كه اعضاء بدن به يك ديگر مىدهند و يا رنجهايى را كه از رنج عضوى متحمل مىگردند انكار نمايد.
چو عضوى به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار چون خداوند همه چيز را به اندازه آفريده و هر چه را به آن نياز داشته داده بنا بر اين ممكن نيست آن چيزها كه در مجموع عالم هستى را تشكيل مىدهند بىحساب باقى بمانند. ابتدا به اطراف خود نگاه كنيد و در موضوع مورد بحث بينديشيد و آنگاه آيه ٣ سوره طلاق را بنگريد كه مىفرمايد:
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً هر كس بر خداوند توكل كند خدا او را كافى است، همانا امر و فرمان خدا در همه جا در حال اجرا است و خداوند براى هر چيزى اندازه قرار داده است.
پس همه چيز به اندازه و مقدار و روى قاعده و حساب آفريده شده بنا بر اين امكان ندارد چيزى بىاندازه و بىحساب باقى بماند.
غفلت آدمى از حساب و به فراموشى سپردن احصاء دليل بر نبودن اين دو نيست. ضربه انتباه و چكش آگاهى لازم است كه مغز خفته را بيدار كند و او را با حسابى كه در خود او جمع است و در موجودات اطرافش نيز وجود دارد آشنا سازد و در آن موقع است كه