محاسبه نفس یا روش پیشگیری از وقوع جرم (ترجمه محاسبة النفس) - سید بن طاووس - الصفحة ١٥٣
مىشود.
البته كارهاى نيك، همه همسان و همتراز نيست و نيكوتر بودنش بستگى دارد به فايده و نفعى كه به ديگرى مىرساند. ولى تكليف انسان اين است كه كار كوچك را حقير نشمارد و آن را نيكو انجام دهد، مانند انداختن كاغذ پاره در زبالهدان شهردارى نه انداختن آن در راه يا جوى آب كه باعث آلودگى و بيمارى مردم يا نازيبائى محيط زيست مىشود.
چون تنبلى و يا مفتخوارى و تحصيل سود آنى، بيشتر مطلوب طبع انسانهاست، از انجام كار نيك معمولا طفره مىروند و تنها وسيلهاى كه مىتواند بشر را از اين كار زشت بازدارد ايمان به خدا و روز جزاست. به همين جهت اگر انسان باور كند كه خداى داناى عيان و نهان، ناظر دائمى اعمال اوست و هيچ كارى را بىسزا رها نمىكند، ديگر نيازى به قوانين مملكتى ندارد بلكه همواره براى نجات از عذاب و دريافت پاداش از خدائى كه مهربانترين مهربانهاست تلاش خواهد كرد. پس چه ساده و آسان است «ديندارى» و چه پر رنج و مشقت است «بىدينى» كه انسان را از خداى مهربان دور مىكند و اسير طاغوتهاى زمان كه ملتها را از خود مىترسانند، مىنمايد! اتومبيلى كه در بزرگراه با سرعت حركت مىكند چون در «راه راست» است آسيب نمىبيند ولى وقتى راننده به چپ يا راست منحرف شود در چاله يا چاه مىافتد و سرنشينانش را به درد و رنج،