محاسبه نفس یا روش پیشگیری از وقوع جرم (ترجمه محاسبة النفس)
(١)
پيشگفتار چاپ چهارم
٩ ص
(٢)
هدف مؤلف از ترجمه و تأليف اين كتاب
١٣ ص
(٣)
آنچه در اين مقدمه منظور نظر است
١٩ ص
(٤)
از سخنان پيامبر
٢٥ ص
(٥)
اسباب حفظ اعمال
٢٨ ص
(٦)
شرح حال مؤلف
٣٨ ص
(٧)
سيد و معاصرين او
٤١ ص
(٨)
متن رساله
٤٦ ص
(٩)
باب اول
٤٩ ص
(١٠)
باب دوم
٥٠ ص
(١١)
باب سوم
٥٥ ص
(١٢)
دعاهاى روز دوشنبه و پنجشنبه
٦١ ص
(١٣)
در فضل صلوات
٦٣ ص
(١٤)
فصل
٦٤ ص
(١٥)
فصل
٦٥ ص
(١٦)
باب چهارم
٦٧ ص
(١٧)
باب پنجم
٦٨ ص
(١٨)
در محاسبه اواخر روز
٦٨ ص
(١٩)
فصل جايگاه فرشته
٧١ ص
(٢٠)
فصل
٧٣ ص
(٢١)
فصل
٧٥ ص
(٢٢)
فصل
٧٧ ص
(٢٣)
فصل
٧٩ ص
(٢٤)
فصل
٨٠ ص
(٢٥)
فصل
٨٠ ص
(٢٦)
فصل
٨١ ص
(٢٧)
فصل
٨٢ ص
(٢٨)
فصل
٨٢ ص
(٢٩)
فصل
٨٣ ص
(٣٠)
فصل
٨٣ ص
(٣١)
فصل
٨٣ ص
(٣٢)
فصل
٨٤ ص
(٣٣)
فصل
٨٤ ص
(٣٤)
فصل
٨٤ ص
(٣٥)
فصل
٨٥ ص
(٣٦)
تعليقات مترجم
٨٧ ص
(٣٧)
محاسبه نفس
٨٧ ص
(٣٨)
سود و زيان اعمال متوجه كيست؟
٩١ ص
(٣٩)
اقسام پاداش و كيفر
٩٣ ص
(٤٠)
نمايش اعمال
٩٥ ص
(٤١)
حسابرسى در دنيا و آخرت
١٠٠ ص
(٤٢)
حساب يعنى چه؟
١٠٠ ص
(٤٣)
احصاء يعنى چه؟
١٠١ ص
(٤٤)
عدد يعنى چه؟
١٠٣ ص
(٤٥)
نتيجه بحث
١٠٥ ص
(٤٦)
محاسبه با كيست؟
١٠٦ ص
(٤٧)
حسابگران طبيعت
١١١ ص
(٤٨)
رقيب كيست؟
١١٤ ص
(٤٩)
عتيد يعنى چه؟
١٢١ ص
(٥٠)
آيا مراقب همان شاهد است؟
١٢٦ ص
(٥١)
بقاى اعمال و علم امروز
١٣١ ص
(٥٢)
نوشته سوخته شده خوانا مىشود
١٣١ ص
(٥٣)
انگشتها چه مىگويند؟
١٣٢ ص
(٥٤)
سخن كفش
١٣٤ ص
(٥٥)
شبنمى كه قاتل را معرفى كرد
١٣٦ ص
(٥٦)
شهادت قطره خون
١٣٧ ص
(٥٧)
گلولهها شهادت مىدهند
١٣٨ ص
(٥٨)
چرك گوش چه مىگويد؟
١٣٩ ص
(٥٩)
تشخيص بيمارى
١٣٩ ص
(٦٠)
ناخنها يا حافظان گناه
١٤٠ ص
(٦١)
ذره چوبى كه قاتلى را معرفى كرد
١٤٠ ص
(٦٢)
معتاد را چگونه مىتوان شناخت؟
١٤١ ص
(٦٣)
سخن موى
١٤١ ص
(٦٤)
تنه بريده درخت و فلس ماهى چه مىگويند؟
١٤٣ ص
(٦٥)
نقش بو در حفظ اعمال
١٤٣ ص
(٦٦)
مگس پليس
١٤٧ ص
(٦٧)
عكسبردارى شگفتانگيز
١٤٧ ص
(٦٨)
دين براى چيست؟
١٥٠ ص

محاسبه نفس یا روش پیشگیری از وقوع جرم (ترجمه محاسبة النفس) - سید بن طاووس - الصفحة ١٥٠

دين براى چيست؟

در هر كشورى قوانينى به تصويب مى‌رسد تا جامعه را از لغزش و خطا باز دارد و كار و كوشش مردم را براى رفاه بيشتر زياد كند. ولى در عمل مشاهده مى‌شود كه زمامداران براى رسيدن به هدف مذكور، كمتر موفق مى‌شوند به همين جهت روز به روز قوانين جديدى به تصويب مى‌رسد و قوانين قبلى اصلاح يا لغو مى‌شود. و نيز به اثبات رسيده است كه هر چه حجم قوانين بيشتر و دستور العمل‌ها زيادتر مى‌گردد، تخلف از آنها كه جرم خيز نيز هست، فزونى مى‌يابد. و متأسفانه زمامداران كه معمولا از ميان طبقه خاصى بر مى‌خيزند، نمى‌گذارند مردم، راه كوتاه و مستقيمى كه خدا فرا راه بندگانش قرار داده است بپيمايند.

قوانينى كه خدا، براى پيمودن راه سعادت و خوشبختى، وضع فرموده، حجيم و زياد نيست و در چند قاعده تغيير ناپذير خلاصه مى‌شود. و اين قواعد منحصر به دين اسلام نيست، بلكه همه اديان الهى را شامل مى‌گردد. پس فرامين خدا كه در امر و نهى خلاصه مى‌شود براى خوب زيستن و خوب مردن است.