محاسبه نفس یا روش پیشگیری از وقوع جرم (ترجمه محاسبة النفس) - سید بن طاووس - الصفحة ١٥٥
«حفظه» جمع حافظ و نگهبان است و از اين كلمه كه در اين آيه بكار رفته است فهميده مىشود كه نگهبانان انسان براى مرگ او به يك يا چند چيز منحصر نمىشود بلكه مىتوانند بيماريهاى منتهى به مرگ نظير وبا، طاعون، سرطان، سكته و يا آفات طبيعى نظير سيل، طوفان، زلزله و ... از زمره «حفظه» باشند. حال اگر در آيه ٤ سوره طارق مىخوانيم كه خداوند فرموده: إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ (هيچ كس نيست مگر بر او نگهبانى است) با توجه به اين كه «حافظ» نكره استعمال شده است و در قرآن مغايرت و تناقض وجود ندارد. كلمه «حافظ» در اين آيه و «حفظه» در آيه ٦١ سوره انعام و «حافظين» در آيه ١٠ سوره انفطار إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ يك مقصود و مفهوم را تداعى مىكند، و آن كثرت حافظان و نگهبانان و مأموران خدا در عالم خلقت است.[١] ٢- وَ إِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ وَ إِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ عَلِمَتْ نَفْسٌ ما
[١] از تلويزيون شنيديم و در بعضى روزنامهها خوانديم كه عقابى مارى را شكار كرده و به آسمان برده تا به لانهاش برساند اما با تلاش مار براى رهائى و ناتوانى عقاب براى نگهدارى، مار زخمى از چنگال عقاب رها مىشود و در جادهاى كه كاميونها و سوارىها و وانتها در حركت بودهاند، به داخل وانتى سقوط مىكند كه افرادى را با خود حمل مىكرده است. و مار عاصى، چند نفر از سرنشينان وانت را با نيش زهرآگين خود مجروح و مقتول مىكند! آيا عقاب و مار براى مرگ و حادثه آفرينى مأموريت نداشتهاند؟
اين واقعه منحصر به فرد نيست، بلكه هر كسى از حوادثى كه دست بشر در ايجاد آن دخالت نداشته است، مطالبى را شنيده و يا حادثه را ديده است.