جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٦ - ويژگىهاى كتاب جمال آفتاب و آفتاب هر نظر

دهنده تحقيق گسترده اين دو بزرگوار در اشعار حافظ دارد، به گونه اى كه كلّ ديوان يك روش منسجم و به هم تنيده از مفاهيم را ارايه مى دهد.

بنابراين، اين روش تفسير اشعار حافظ، داراى سه امتياز است:

١. انسجام كلّ ديوان و تبيين متشابهات با استفاده از محكمات.

٢. انسجام هر غزل با استفاده از روش گذشته، و نيز از راه انس با غزليّات و تشخيص اينكه هر غزل در چه موقعيّتى و در چه حالى (وصال يا فراق، و يا براى اظهار اشتياق به وصال، در گله مندى از محبوب و در واقع شكايت از موانع وصال، و يا درخواست موجبات وصال و ...) سروده شده است، و يا احياناً در وسط غزل چگونه حال سراينده متفاوت مى شود و لذا سخن تغيير مى كند، و ديگر موارد كه همه نشان دهنده عدم پريشان گويى شاعر است؛ و اين پريشان گويى ظاهرى به خاطر تغيير حالات روحى بوده و از هزاران سخن به ظاهر منطقى بيشتر ارزش دارد!.

٣. استشهاد به ابيات ديگر حافظ در تغيير بسيارى از ابيات. البته اين كار نه با استفاده از واژه‌هاى مشترك بلكه با بهره گيرى از معانى و مفاهيم اشعار صورت گرفته است.

٤. برجستگى ديگر اين شرح آن است كه معمولًا در شرح مبانى عرفانى از كلمات اساتيد و مشايخ عرفان اسلامى- نظير محيى الدين ابن عربى، صدرالدين قونوى، ابن فارض مصرى، مولى عبد الرزاق كاشانى، قيصرى، ملّاى رومى، و ديگران- كمك گرفته شده، هرچند برخى چنين تصور مى كنند كه ريشه عرفان اسلامى به اين افراد باز مى گردد، و حال آنكه اگر ريشه عرفان و موضوع و غايت آن توحيد است، و اصل توحيد، روح و جوهره همه اديان الهى است، بايد سرچشمه‌هاى عرفان را در اديان توحيدى جستجو كرد. از اين رو، چه بهتر كه مبانى عرفان و شرح كلمات بزرگان اين راه و بلكه تبويب ابواب و تنظيم مباحث اين علم نيز از كتاب و سنت و مكتب اهل بيت : اخذ شود. و حقّ اين است كه مكتب‌