بنادر البحار (ترجمه و شرح بيست و پنج جلد از بحارالانوار) - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٧٦ - باب فرض العلم، و وجوب طلبه، و الحث عليه، و ثواب العالم و المتعلم
دارائى كه از مرده باقى و بجا ميماند) بزرگ ايشان علم و دانش است، و ممكن است و مىشود آن را بمعنى حقيقى گرفت باينكه دينار و درهم از ايشان باقى نمانده است.
٢- از حضرت على ٧ رسيده كه فرموده: چهار سخن گفتم خداى تعالى تصديق و راستى و درستگوئيم را بآن در كتاب خود (قرآن عظيم) فرو فرستاد، گفتم: مرد در زير زبانش پنهان است، پس هر گاه سخن گويد آشكار گردد، خداى تعالى فرو فرستاد: وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ (سوره ٤٧ آيه ٣٠) يعنى و هر آينه ايشان را در طرز و روش سخن گفتن خواهى شناخت، گفتم: كسى كه چيزى را نميداند دشمن آن است، خدا فرو فرستاد:
بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ (سوره ١٠ آيه ٣٩) يعنى بلكه تكذيب كرد و دروغ دانستند چيزى (قرآن مجيد) را كه بعلم و دانش آن دست نيافتند، و گفتم: قدر و منزلت يا قيمت و ارزش هر مرد (نزد مردم باندازه) چيزى (هنرى) است كه