بنادر البحار (ترجمه و شرح بيست و پنج جلد از بحارالانوار) - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٣٠٣ - باب أن حديثهم
نپذيرفتن همان كفر و نگرويدن (بايشان) است.
٧- از (اسحاق پسر يحيى) كاهلىّ (كوفىّ) از حضرت ابى عبد اللَّه (امام صادق، ٧) رسيده كه آن حضرت اين آيه را تلاوت نموده و خواند (سوره ٤ آيه ٦٥): فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً يعنى چنين نيست (كه گمان ميكنند مردم ايمان آوردهاند در حالى كه خلاف حكم و فرمان رسول خدا، ٦، رفتار مينمايند) سوگند بپروردگارت (مردم بتو) ايمان (حقيقى) نمىآورند تا تو را حاكم و فرمانروا سازند در آنچه ميانشان اختلاف و گفتگو است، آنگاه بايد هيچ گونه دلتنگى نداشته باشند از آنچه (در آن) حكم كردهاى، و (حكم و فرمان تو را) فرمان برند فرمانبردنى (كه آشكار و نهان آن يكسان باشد). پس فرمود: اگر قوم و گروهى خدا را عبادت و پرستش نمايند (نماز بخوانند، زكاة بدهند، ماه رمضان روزه بگيرند و بحجّ خانه خدا روند) و او را يكتا بدانند (چيزى و كسى را شريك و انباز او ندانند) پس از آن