بنادر البحار (ترجمه و شرح بيست و پنج جلد از بحارالانوار) - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٥٣ - باب علامات العقل و جنوده
دنيايش را (براى دين و آئينش) ترك كرده و از دست ميدهد، و دينش را (براى دنيايش) رها نمينمايد، و دليل و راهنماى عاقل دو چيز است: راستى در گفتار و حقّ و درستى در كردار و عاقل سخن نميگويد و خبر نميدهد از چيزى كه عقل آن را انكار كرده و نميشناسد، و براى تهمت و بدگمانى خود را آشكار نميكند (سخنى نگفته و كارى نكرده كه باو تهمت زده و بدنامش كنند) و رها نميكند مداراة و نرمى و مهربانى با كسى را كه به (معاشرت و آميزش با) او مبتلى و گرفتار شده است، و علم و دانش در كردارهايش دليل و راهنماى او است، و حلم و بردبارى در احوال و چگونگيهايش رفيق و همراه او است، و معرفت و شناسائى و درك نمودن و دريافتن (هر چيزى) او را در معتقدات و باور نمودنهايش يارى ميكند، و هواى نفس، دشمن عقل و مخالف و ناسازگار با حقّ و درستى و يار باطل و نادرستى است، و قوّه و توانائى هواى نفس از شهوت و خواهش است، و اصل و پايه