بنادر البحار (ترجمه و شرح بيست و پنج جلد از بحارالانوار) - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٣٤٤ - باب ما يمكن أن يستنبط من الآيات و الأخبار من متفرقات مسائل اصول الفقه
باشند، و (٥) چيزى را كه نميدانند، و (٦) چيزى را كه بآن اضطرار داشته و ناچار شوند، و (٧) حسد و رشك بردن (بر ديگران) و (٨) طيرة و فال و شگون بد، و (٩) تفكّر و انديشه نمودن در وسوسه و بد انديشيدن در باره مردم تا هنگامى كه بلب سخن نگفته (بر رشك بردن و فال بد زدن و بد انديشيدن گناهى نيست تا هنگامى كه لب بسخن نگشوده باشد).
١٣- از ابن محبوب، از عبد اللَّه بن سنان رسيده كه ابن مجبوب گفته: عبد اللَّه بن سنان از ابا عبد اللَّه (امام صادق، ٧) پرسيد و من در آنجا بودم: من جامه خود را بكسى كه ذمّى است (مسلمان نيست مانند يهود و نصارى كه جان و مال و دارائى او در پناه اسلام باشد و جزيه و ماليات دهد) بعارية دادم (عارية چيزى كه كسى بديگرى دهد تا از آن سود برد و پس دهد) و من ميدانم آن ذمّى خمر و مى مينوشد و گوشت خوك ميخورد پس آن جامه را بمن باز گردانيد، آن را پيش از آنكه در آن نماز گزارم بشويم؟ ابو عبد اللَّه (امام صادق، ٧) فرمود: در آن جامه نمازگزار و آن را براى