بنادر البحار (ترجمه و شرح بيست و پنج جلد از بحارالانوار) - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٣٠٠ - باب أن حديثهم
باشد (و شما آن را دروغ دانستهايد) پس خدا را در بالاى عرش و تخت او (خدائى كه بهر چيز احاطه داشته و آن را فرا گرفته و از آن آگاه است) تكذيب ميكنيد.
٤- از علىّ (ابن سويد) سائىّ از ابى الحسن (موسى بن جعفر امام هفتم، ٧) رسيده كه آن حضرت در رساله و نامهاى به علىّ سائىّ نوشته: و براى آنچه (حديث و سخنى كه) از ما بتو رسيده يا نسبت داده شده بسوى ما نگو: اين باطل و نادرست است و اگر چه تو خلاف و جز آن را بشناسى، زيرا تو نميدانى براى چه ما (آن را) گفتهايم و بر كدام قصد و آهنگ و حال و چگونگى بوده است.
٥- از سفيان پسر سمط رسيده كه گفته: بابى عبد اللَّه (امام صادق، ٧) گفتم: فداء و سربهاى تو شوم هر آينه مردى از نزد تو پيش ما مىآيد پس از جانب تو ما را بچيز بزرگ خبر داده و آگاه ميسازد و سينه (دلهاى) ما از آن تنگ ميگردد تا اينكه او را تكذيب نموده و دروغگو دانيم، سفيان