بنادر البحار (ترجمه و شرح بيست و پنج جلد از بحارالانوار) - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٢٧٤ - باب آداب الرواية
بودن نقل و بيان كردن معنى حديث را به لفظ ديگر، و شرح گفتار در آن آنست كه هر گاه حديث گوينده عالم و داناى بحقائق و درستيهاى الفاظ و سخنها و مجازهاى آنها (كلماتى كه در غير معنى حقيقى خود استعمال و بكار برده شود، و آن معنى از جهتى بمعنى اصلى شباهت داشته باشد) و منطوق و گفته شده (ظاهر و آشكار) آنها و مفهوم و دانسته شده (خلاف منطوق) آنها و قصد و آهنگشدههاى آنها نباشد خلاف و ناسازگارى ميان علماء نيست كه براى چنين كسى نقل كردن معنى حديث جائز و روا نيست، بلكه براى او تعيين مىشود همان لفظى را بطورى كه شنيده بيان كند (و نقل بمعنى ننمايد) هر گاه آن را تحقيق نموده و بر آن دانا و آگاه باشد و اگر بآن دانا نباشد بيان روايت هم براى او جائز نيست (چه جاى اينكه نقل بمعنى نمايد) و هر گاه عالم و داناى بآنچه گفته شد باشد گروهى از علماء گفتهاند: براى چنين كسى هم جائز نيست مگر بيان لفظى را كه شنيده (نه آنكه نقل بمعنى كند) و برخى از ايشان