بنادر البحار (ترجمه و شرح بيست و پنج جلد از بحارالانوار) - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٢٠٢ - باب النهى عن كتمان العلم و الخيانة و جواز الكتمان من غير أهله
آويخته) شد (داود بن علىّ او را كشته و بدار كشيد) فرمود:
خدا معلّى را رحمت نموده و بيامرزد، من كشته شدن او را متوقّع و چشم براه بودم، زيرا سرّ و راز و پوشيده ما را نزد دشمنانمان) فاش كرد، و نيست برپاكننده جنگ و پيكار را براى ما بزرگتر رنج و سختى بر ما از فاشكننده راز و پوشيده ما، پس هر كه سرّ و راز ما را براى كسى كه شايسته آن نيست فاش نمايد از دنيا مفارقت نكرده و جدا نميشود (نميميرد) تا اينكه شمشير و نيزه و تير (و يا هر آلت و ابزارى كه در جنگ بكار برود) او را بگزد و دريابد (بكشد) يا بوسيله قطع شدن دستها و پاها بميرد.
١١- از حضرت ابى عبد اللَّه (امام صادق، ٧) رسيده كه فرموده: كسى كه حديث و سخن ما را (براى كسى كه شايسته و سزاوار نيست) فاش كند (و آن سبب رنج و گرفتارى و يا كشته شدن ما و پيروانمان گردد) ما را از روى خطاء و نشناختن راه راست و درست نكشته، بلكه از روى عمد و انجام دادن كارى را با قصد و آهنگ كشته (زيرا بر خلاف آنچه ما گفتهايم رفتار نموده است).