تناسب آيات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩٨ - اساس و مبناى فواصل قرآنى
كردهاند كه چون شعر و همچنين نثر و عبارتى كه بر منوال شعر باشد، جهت غناء و ترنّم، ساخته شده است. روى اين جهت به حرف آخر، حرفى را كه از جنس حركت آن بوده ملحق كردهاند، براى آنكه شعرى را بدان ترنّم و انشاد نموده و بخوانند. اما اهل حجاز اين قافيهها را به همان حال ترنّم واگذارده و به همان كيفيت مىخوانند تا آنكه آن را از كلام غير غنايى جدا نمايند. و اما گروهى از بنى تميم به جاى حرف «مدّ» «نون» بدان ملحق مىنمايند[١].
اساس و مبناى فواصل قرآنى
فواصل قرآن كريم بر مبناى «وقف» قرار داده شده است؛ زيرا فواصل قرآن اسجاعى است كه در آن الفاظ تابع و داير مدار معانى است. و همچون اسجاع كاهنان نيست. روى همين اصل است كه مرفوع با مجرور و بالعكس، مقابل هم در دو فاصله نزديك بهم، قرار گرفتهاند و همچنين مفتوح و منصوب غير منوّن. و از جمله قول خداوند سبحان است:
إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طِينٍ لازِبٍ[٢] كه فاصله آن مجرور است با اينكه فاصله آيه قبلى، مرفوع است.
و مانند: عَذابٌ واصِبٌ[٣] و مانند:
فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ* وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ* وَ حَمَلْناهُ عَلى ذاتِ أَلْواحٍ وَ دُسُرٍ[٤].
[١] كتاب سيبويه، ج ٢، ص ٣٥٧- ٣٥٩ با اختصار و تصرف.
[٢] صافات: ١١.
[٣] صافات: ٩.
[٤] قمر: ١١- ١٣.