تناسب آيات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٨٨ - مسالك و مناهج كلامى از نظر قرطبى
تغيير نمىيابد و عوض نمىشود. و واقع امر اين است كه «سجع و اسجاع عبارت است از: حروف متماثلى كه در مقاطع و فواصل آيات باشد كه در برخى از آيات هست و امّا در همه آيات، وجود ندارد».
و اگر كسى اشكال نمايد و بگويد اگر سجع همانطورىكه شما مشروط ساختى، امر محمود و پسنديدهاى بود، پس چرا در قرآن كريم، همه آيات بدان مزيّن نشدهاند؟
در جواب و پاسخ آن خواهيم گفت كه قرآن همانا به لغت و عرف عرب نازل شده و كلام فصيح اعراب همهاش مسجع نبود؛ زيرا در سجع، يك نوع علائم و نشانههايى دال بر نوعى تكلّف و استكراه و تصنع وجود دارد، خصوصا در كلام و سخنان طولانى. و لذا قرآن كريم همه آياتش مسجع نازل نشده، به خاطر اينكه، بر منوال عرف طبقه عالى از كلام عرف، ره پيموده باشد. و خالى از سجع هم نشود؛ زيرا سجع با آن بيانى كه ما نموديم، گاهى اوقات، آراستن كلام بدان بس زيبا مىنمايد. و اين همان تنها علت و سبب آن است كه برخى مسجع و برخى بدون آن نازل گشته است[١].
مسالك و مناهج كلامى از نظر قرطبى
ابو الحسن، حازم بن محمد قرطبى (متوفاى سال ٦٨٤) كه از بزرگان بلاغت، استاد ادب و اوحد زمان خود در نظم، نثر، لغت، عروض و بيان است، در كتاب خويش «منهاج البلغا» مىگويد:
مردم در مورد كلام منثور از جهت تقطيع آن، به اندازههايى كه از نظر كميّت متقارب و از نظر مقاطع از نوعى تناسب برخوردار بوده باشد و يا از جهت نقل از
[١] سر الفصاحة، تأليف ابن سنان خفاجى، ص ١٦٦ به بعد. و برهان زركشى، ج ١، ص ٥٧.