تناسب آيات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٨٦ - نظريه امير ابو محمد عبد الله بن محمد بن سنان خفاجى در مورد سجع
رد نظريهاى، خروج از منهج تفاهم و بحث است[١]؛ زيرا قائلين به سجع در قرآن كريم ادعا نكردهاند كه در تمام آيات قرآن كريم، سجع هست، بلكه آنها نظرشان اين است كه در برخى از فواصل و مقاطع متقارب، سجع هست، بدون اينكه معانى تابع و دنبالهرو الفاظ باشد؛ بلكه مثل آن، مثل ساير فواصل و قافيههاى شعرى است كه بر اساس تمكين و ترصيف آورده مىشود نه اينكه سجع مقصود بالذات و مقصود اصلى بوده و ساير جهات، مغفول عنه واقع شده باشد، چنانكه «باقلانى» برداشت نمود. و پيش از او هم علىّ بن عيسى رمانى.
نظريّه امير ابو محمد عبد اللّه بن محمد بن سنان خفاجى در مورد سجع
ايشان متوفاى سال ٤٦٦ مىباشد. نظريّهاش يك نظريّه و ديدگاه بسيار لطيف و زيبايى است. نسبت به قول رمانى و باقلانى، كه در كتاب «سر الفصاحة» از علىّ بن عيسى رمانى نقل نموده و سپس آن را رد كرده است. اينك نص عبارت وى ذيلا از نظر شما مىگذرد:
او مىگويد: اما سخن رمّانى كه مىگويد: «سجع عيب بوده و فواصل به طور مطلق بلاغت»، غلط است؛ زيرا آقاى رمانى اگر منظورش از سجع، آن است كه معانى، هدف و غرض بوده و الفاظ تابع و دنبالهرو آن است، اينكه قطعا و بلا شبهه عين بلاغت است، خوب فواصل هم همينطور است، بدون تفاوت. و اگر منظور رمّانى از سجع، آن است كه: معانى تابع و دنبالهرو الفاظ و مغفول عنه بوده و از باب تكلّف و مشقت باشد، طبعا اين عيب بزرگى است، ولى فواصل هم همينطور است، در صورتى كه تكلّفآميز بوده و اصل كلام و سخن، بدان نيازى نداشته
[١] اعجاز القرآن للباقلانى در حاشيه الاتقان، ج ١، ص ٨٥- ١٠١.