تناسب آيات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٨٢ - فصل چهارم وجود سجع در قرآن كريم
كار غير حكيمانه از خداى حكيم مطلق، محال است).
چونكه غرض حكيمانه در وضع الفاظ و كلام و عبارات، همان اخبار و اظهار معانى است، كه حاجت و نياز بشر در انتقال ما فى الضمير خود به ديگران آن را ايجاب مىنمايد. بنابراين، هر زمان و هرجا كه مشاكلت و مماثلت در فواصل آيات، باعث رسيدن بدان هدف (اظهار معانى بدون تكلّف) باشد، آن قطعا بلاغت است.
اما اگر در مشاكلت كلامى، خود مشاكلت و مماثلت جملهها و عبارات، هدف و مقصود اصلى متكلم بوده و معانى، مغفول عنه و مقصود بالعرض باشد، در آن صورت قطعا كلام، معيوب و داراى لكنت خواهد بود؛ زيرا تصوير كلام به اين صورت، تكلّف و كوشش بىجايى است. و راهى است غير از راهى كه حكمت و فلسفه وضع الفاظ، آن را مىطلبد.
مثل اين نوع كلام و سخن، نظير كسى است كه تاجى را به انواع جواهرات آذينبندى و مزيّن نمايد و سپس بر سر يك انسان زشترو و زشت سيرت قرار دهد. و يا اينكه گردنبندى را از درّ و ياقوت، منظّم نموده و سپس آن را به گردن يك سگ عقور و درندهخوى، آويزان نمايد. قبح اين كار و عيب آن با كمترين توجه و فهم، كاملا روشن و بيّن است.
و نمونه اين نوع كلام معيوب غير بليغ، همان است كه از برخى كاهنان حكايت شده است:
«و الارض و السماء و الغراب الواقعة بنقعاء، لقد نفر المجد العشراء».
و يا آنچه كه از مسيلمه كذّاب- لعنه اللّه- نقل مىشود:
«يا ضفدع بنت ضفدع، نقّى كم تنقّين لا الماء تكدرين و لا النهر تفارقين».
بنابراين، اين نوع كلام و سخن از بىارزشترين و سخيفترين نوع كلام است. و ما علت سخافت آن را بيان نموديم كه همان تكلّف معانى به خاطر الفاظ