تناسب آيات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩٤ - ٨ - لزوم ما لا يلزم
عِلْماً[١].
چونكه آيه در «علما» به اتمام رسيده، لكن «قدير»- در اثناء آيه- نيز صلاحيت و شايستگى مقطع و ايستگاه شدن را داشت، اگر ناتمام بودن معنا نبود.
و همچنين است قوله تعالى: وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ[٢].
و قوله: لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولًا* وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ[٣].
٨- لزوم ما لا يلزم:
اين نيز نوع ديگرى است كه بالاتر، والاتر و گوياتر از انواع گذشته در نشان دادن قدرت متكلم در تسخير كلام و در به دست گرفتن رشته سخن است. و آن همان «لزوم ما لا يلزم» در اصطلاح علم بديع است. و آن عبارت است از اينكه:
شاعر در شعرش و عبارتپرداز در تمام عبارات و نثرش به يك يا دو حرف و يا بيشتر قبل از «روىّ» ملتزم گردد، مشروط به اينكه به هيچگونه تكلّف، مشقت، زحمت و دشوارى نيفتد[٤].
اما مثال التزام به يك حرف، مانند:
فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ[٥] كه حرف «هاء» را قبل از روىّ «راء» ملتزم شده است. و مانند:
أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ[٦].
[١] طلاق: ١٢.
[٢] بقرة: ١٠.
[٣] انفال: ٤٤. و مثال براى اين مورد در قرآن كريم فراوان است. و« بدر الدين زركشى» در« برهان»، ج ١، ص ٩٩ برخى از آنها را ذكر نموده است.
[٤] منظور ما از« روىّ» همان حرف فاصل آخرى است.
[٥] ضحى: ٩.
[٦] انشراح: ٢- ٥.