تناسب آيات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٩ - فواصلى كه وجه تناسب آنها روشن نشده است
و هدايت شدهاى، پس چگونه ما را از تصرف در اموال خودمان آن طور كه دلمان مىخواهد منع مىنمايى، با اينكه مردم بر اموال خود مسلطند، و بر طبق ميل و رغبت خودشان در آن تصرف مىنمايند. و اين يك قاعده عقلى و مورد توافق و امضاى عقلاى عالم است.
مثال ٢: آيه شريفه: هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ[١].
مثال ٣: آيه شريفه: قُلْ إِنْ تُخْفُوا ما فِي صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ[٢].
در دو آيه فوق، با يك نظر سطحى چنين به نظر مىرسد كه آيه اول، مناسب بود كه با «قدرت» ختم شود؛ زيرا سخن از خلقت عالم است. و اين با قدرت تناسب دارد. و مناسب بود كه آيه دوم، با «علم» ختم گردد؛ چون سخن در مورد علم حضرت حق به مكنونات دلهاست، و اين با «عليم» تناسب دارد.
ولى بايد توجه داشت كه سخن در آيه اول، از خلقت و تدبير (عالم) بود؛ زيرا فرمود: خَلَقَ لَكُمْ يعنى براى مصالح شما و بر حسب نيازهاى شما و تأمين معاش شما. روى اين جهت، مناسب بود كه با علم به شئون خلقت و احاطه به مصالح آنان ختم گردد.
امّا در آيه دوم، سياق، سياق وعيد، تحذير و نهى از اتّخاذ كفار به عنوان دوست بود؛ چرا كه آيه قبل از آن، مؤمنان را از دوستى با كافران نهى فرمود و آنها را
[١] يعنى: او خدايى است كه همه موجودات زمين را براى شما خلق كرد، پس از آن، به خلقت آسمان همت گماشت و هفت آسمان را بر فراز يكديگر بر افراشت. و او به هر چيز داناست.( بقره: ٢٩).
[٢] يعنى: بگو اى پيامبر! هر چه را در دل پنهان داشته و يا آشكار كنيد، خدا به همه آنها آگاه است و به هر چه در آسمانها و زمين است داناست و خدا بر همه چيز تواناست( آل عمران: ٢٩).