تاريخ قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٢٦ - غلطهاى املايى و تناقضات
خواننده مصحف از كجا بداند كه الف «لاأذبحنّه» زايد است و نبايد خوانده شود و يا چگونه بفهمد كه يكى از دو «يا» ى «بأييد» در آيه «و السّماء بنيناها بأييد» زايد مىباشد و يا در كلمه «نشؤا» بدون هيچ علامتى از كجا خواننده مىفهمد كه واو زايد است و الف ممدوده است و تلفظ همزه بعد از الف است؟
موضوع عجيبتر وجود تناقض در رسم الخط مصحف عثمانى است؛ به نحوى كه كلمهاى را به شكلى در جايى نوشتهاند و همان كلمه را در جاى ديگر به شكلى ديگر و اين خود نشان مىدهد كه نويسندگان اوّليه تا چه حدّى از شناخت اصول كتابت به دور بودهاند تا آنجا كه توانستهاند، دستكم روش واحدى در املا و نوشتن كلمات اتخاذ كنند.
چنانكه در آيه ٢٤٧ سوره بقره كلمه «بسطة» با سين و در آيه ٦٩ از سوره اعراف با صاد «بصطة» نوشته شده است و نيز كلمه «يبسط» در آيه ٢٦ سوره رعد با سين و در آيه ٢٤٥ بقره با صاد ضبط گرديده است و از اين قبيل تناقضات در مصحف عثمانى زياد وجود دارد.
اينك نمونهاى از اين تناقضات را نقل مىكنيم:
كلمه با املاى غلط/ كلمه با املاى صحيح ١. «لو شئت لتّخذت» كهف ٧٧/ «إِذاً لَاتَّخَذُوكَ» اسراء ٧٣ ٢. «أصحاب لئيكة» ص، ١٣ و شعراء، ١٧٦/ «أَصْحابُ الْأَيْكَةِ» حجر، ٧٨ و ق، ١٤ ٣. «فقال الضعفؤا» ابراهيم، ٢١/ «لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ» توبه، ٩١ ٤. «فلا يستئخرون ساعة» يونس، ٤٩/ «لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً» اعراف، ٣٤ ٥. «و ما دعؤا الكافرين» غافر، ٥٠/ «وَ ما دُعاءُ الْكافِرِينَ» رعد، ١٤ ٦. «ليس بظلّام للعبيد» حج، ١٠/ «لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ» آل عمران، ١٨٢ ٧. «ضربوا لك الأمثل» فرقان، ٩/ «ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ» اسراء، ٤٨ ٨. «و يمح الله الباطل» شورى، ٢٤/ و «يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ»[١] رعد، ٣٩ ٩. «فأحياكم ثم يميتكم» بقره، ٢٨/ «أَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ» حج، ٦٦ ١٠. «إىلفهم رحلة» قريش، ٢/ «لِإِيلافِ قُرَيْشٍ»[٢] قريش، ١ ١١. «قال يبنؤمّ» طه، ٩٤/ «قالَ ابْنَ أُمَّ» اعراف، ١٥٠ ١٢. «في أموالنا ما نشؤا» هود، ٨٧/ «فِي الْأَرْحامِ ما نَشاءُ» حج، ٥ ١٣. «و ان تعدّوا نعمت الله» ابراهيم، ٣٤/ «وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ» نحل، ١٨
[١] . چون« يمحو» مفرد است، الف زايد مىباشد.
[٢] . حذف الف از« لايلاف» نيز غلط است.