ولايت

ولايت - خامنهاى، سيد على - الصفحة ٧٠

از وفات پيامبر، شعله مى‌كشيد، روشن ميكرد، منور مى‌كرد چون روغنش را پيامبر ريخته بود اما چون دست ولايت بالاى سر اين مشعلها و چراغها نبود، چطورروغنش ته كشيد، خشك شد، بد بوشد، پردود شد، كم نور شد تا به زمان معاويه رسيد كه تحويل به يزيد داد و ديديد كه چه شد، همان چيزهايى كه فاطمه زهرا (سلام الله عليها) به زنهاى انصار و مهاجر گفت و گوش نكردند همان روزهاى اول، همان پيش بينى هايى كه فاطمه زهرا كرد ولى مردم مسلمانِ غافلِ آنروز نتوانستند بفهمند و گوش نكردند، همانها تماماً انجام گرفت همان‌ سيف صارم‌ آن شميشير خونريز، همان تيغى كه‌اصالتها و فضيلتها را مى‌كشت همان دستى كه‌انسانها را و انسانيتها را خفه مى‌كرد، همه اينها را فاطمه زهرا گفته بود، قبل از فاطمه زهرا هم پيامبر گفته بود، اينها مى‌ديدند، مى‌فهميدند و گفتند ولى جامعه اسلامى نفهميد. گوشها سنگين و كر شد، امروز هم صداى فاطمه زهرا هنوز بگوش مى‌رسد، اى گوشهاى حساس و هشيار بشنويد، جامعه داراى ولايت، جامعه‌اى مى‌شود كه تمام استعدادهاى انسانى را رشد مى‌دهد، همه چيزهايى كه براى كمال و تعالى انسان خدا باو داده‌اينها را بارور مى‌كند، نهال انسانى را بالنده مى‌سازد، انسانها را به تكامل مى‌رساند، انسانيت ها را تقويت مى‌كند، در اين جامعه ولى يعنى حاكم، همان كسيكه همه سر رشته ها باو بر مى‌گردد جامعه را از لحاظ مشى عمومى‌د رراه خدا مى‌اندازد و داراى ذكر خدا مى‌كند، از لحاظ ثروت، تقسيم عادلانه ثروت بوجود مى‌آورد، سعى مى‌كند نيكيها را اشاعه بدهد سعى مى‌كند بديها را ريشه سوز و محو كند، الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِى الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ آتَوُا الزَّكاهَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَهُ الْأُمُورِ[١]: آن كسانيكه‌اگر در زمين متمكن شان سازيم‌ أَقامُوا الصَّلاهَ‌، نماز را بپا مى‌دارند نماز سمبل براى ذكر خدا و توجه و جهت گيرى‌


[١] -. حج ٤١