ولايت - خامنهاى، سيد على - الصفحة ١٥
مهر خدا را بنوازد، پيغمبرها مكتب علمى و فلسفى تشكيل نمى دهند تا يك مشت شاگرد درست كنند اين شاگردان را بفرستند تا مردم را در اقطار عالم هدايت كنند، پيغمبر كارش از اين مسائل محكم تر، استوارتر، و ريشه دارتر است چكار مى كند؟ يك كارخانه اى كه از آن كارخانه جز انسان بيرون نمى آيد، مى سازد و آن كارخانه جامعه اسلامى است.
جامعه اسلامى چيست؟ و داراى چه ماهيتى است؟ البته اينها بحث هاى ديگرى است كه در روال بحث ما نيست، اما براى اينكه اين گوشه مطلب هم مختصرى روشن شده باشد لازم است توضيح مختصرى بدهيم، جامعه اسلامى يعنى آن جامعه اى، آن تمدنى، كه در رأس آن جامعه، خدا حكومت مى كند قوانين آن جامعه، قوانين خدايى است، حدود الهى در آن جامعه جارى مى شود. عزل و نصب را خدا مى كند-- در مخروط اجتماعى-- اگر جامعه را به شكل مخروط فرض و ترسيم كنيم همچنانكه معمول و مرسوم عده اى از جامعه شناسان است-- در رأس مخروط خدا است و پايين تر از خدا همه انسانيت و همه انسانها هستند، تشكيلات را دين خدا بوجود مى آورد، قانون صلح و جنگ را مقررات الهى ايجاد مى كند، روابط اجتماعى را، اقتصاد را، حكومت را، حقوق را، همه و همه را دين خدا تعيين مى كند و دين خدا اجرا مى كند و دين خدا دنبال اين قانون مى ايستد اين جامعه اسلامى است.
همچنانكه پيغمبر به مدينه آمد و در مدينه يك جامعه اى تشكيل داد كه در رأس آن جامعه خدا حكومت مى كرد و عملًا سر رشته حكومت بدست نايب خدا، يعنى رسول الله بود كه مقررات را وضع و اجرا مى كرد و هدايت و رهبرى و اداره جامعه را بعهده داشت. در يك چنين جامعه اى كه همه چيز از خدااست، نماز جماعت و خطبه پس از نماز با سرود ميدان جنگ يكى است در همان مسجدى كه پيغمبر خدا در آنجا مى ايستاد و