ولايت

ولايت - خامنهاى، سيد على - الصفحة ٤٠

كرد. خيلى عجيب است. فقط يكى دو مورد استثنائى است كه بنده مى بينم ائمه هدى عليهم السلام مختصر روى خوشى به دستگاه خلافت نشان دادند و يكى اينجاست كه امام دستگاه خلافت را راهنمائى كرد و فرمود كه سكه را اينطور بريزيد چون آنها طريقه سكه زدن نقره ها را نم دانستند. بنابراين از لحاظ روابط خارجى، يك ذره تأثير پذيرى از جناحهاى غير اسلامى و مخصوصاً ضد اسلامى ممنوع است، جامعه اسلامى و امت اسلامى حق ندارد كه پيوند خودش را با دنياى خارج از اسلام جز بصورت فرادست بودن و بالادست بودن برقراركند يعنى اگر بنا بشود كه يك رابطه استثمارى از قبيل ماجراى تنباكو و كمپانى رژى كه همه آنرا شنيده و خوانده ايد ميان امت اسلامى و يك كشور غير اسلامى برقرار بشود عالم اسلام حق ندارد اين رابطه را ببندد مثل آن سلاطين و حكام مغولى هندوستان كه اجازه دادند دولتهاى خارجى بيايند و در آنجا كمپانى تأسيس بكنند، اين كار جايز نيست و بر خلاف ولايت عالم اسلام است. اينها بايد مى دانستند و همه بايد بدانند كه وقتى مثلا كمپانى هند شرقى وارد آن منطقه شد، وارد آن سرزمين شد چه بلائى به روزگار آن مردم در خواهد آورد و چگونه استعمار را تا رگ و پى در آن شبه قاره عظيم خواهد گسترد. عالم اسلام و امت اسلامى هرگز اينگونه روابط را اجازه نمى دهد. توجه داشته باشيد وقتى مى گوئيم با دولتهاى غير مسلمان و با ملل غير مسلمان رابطه ها قطع است باين معنانيست كه عالم اسلام وامت اسلامى در انزواى سياسى به سر خواهد برد، مسئله انزواى سياسى نيست كه خيال كنيد عالم اسلامى با هيچكس نه رابطه بازرگانى دارد، نه رابطه سياسى دارد، نه روابط ديپلماسى دارد، نه سفير مى فرستد ونه سفير مى گيرد اينطور نيست، روابط معمولى دارد اما ولايت با آنها ندارد، پيوستگى باآنها ندارد، پيوند جوهرى وماهوى با آنها ندارد آنطور نخواهد