ولايت

ولايت - خامنهاى، سيد على - الصفحة ٣٠

صريحاً مى گويد كه اى مؤمنين شما هم مثل ابراهيم عمل كنيد. قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فى إِبْراهيمَ‌ (بى گمان ابراهيم براى شما سرمشقى نيكوست) الَّذينَ مَعَه‌ و آن كسانى كه با او بوده اند، همراهيناش‌ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ‌ (آن زمان كه به قوم خودشان گفتند) إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ‌ (ما بيزاران و مبرايان از شما هستيم) وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّه‌ و نيز بيزاريم از هر آنچه كه جز خدا ميپرستيد و عبوديت مى كنيد، كَفَرْنا بِكُم‌ (به شما كفر ورزيديم) وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَهُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً (ميان ما و شما دشمنى و بغض و كينه براى هميشه نمايان و آشكار شد). حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ‌ (تا وقتى كه به خداى يكتاى يگانه ايمان بياوريد.)

إِلَّا قَوْلَ إِبْراهيمَ لِأَبيه‌[١] فقط يك مورد استثناء داشت كه ابراهيم با كفار قطع رابطه مطلق نكرد و آن آنجا بود كه به عمويش گفت: لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَك‌ (من براى تو استغفار خوهم كرد.)

وَ ما أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَىْ‌ء (واز طرف خداى متعال براى دفاع از تو چيزى در اختيار ندارم) يعنى به پدرش گفت: خيال نكن كه من چون خودم را بنده خدا مى دانم تو هم كه پدرم هستى، به پارتى من ممكن است به بهشت بروى، اينطور نيست. نميتوانم كه تو را به بهشت ببرم فقط من بارى تو به درگاه خداى متعال دعا و استغفار مى كنم، تا اينكه خداوند متعال گناهان گذشته تو را ببخشد و تو مؤمن بشود رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا وَ إِلَيْكَ الْمَصير* رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَهً لِلَّذينَ كَفَرُوا وَ اغْفِرْ لَنا رَبَّنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ‌[٢] اينها دعاهاى ابراهيم است بعد قرآن مى گويد: لَقَدْ كانَ لَكُمْ فيهِمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ‌[٣] (از براى شما مؤمنين، در ابراهيم و يارانش سرمشقى نيكو است) لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِر (براى آن كسانى كه اميد به خدا و روز قيامت دارند) وَ مَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِىُّ الْحَميد


[١] -. اب در اينجا بمعناى پدر نيست، به معناى والد نيست به معناى عموم است و مراد از آب در اينجا عموى ابراهيم يا شوهر مادر ابراهيم است به هر حال به آن كسى است كه اسمش آذر بوده است.

[٢] - ممتحنه، ٥.

[٣] - ممتحنه، ٦.