ولايت - خامنهاى، سيد على - الصفحة ١٣٨
تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَهُ ظالِمى أَنْفُسِهِمْ قالُوا فيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفينَ فِى الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَهً فَتُهاجِرُوا فيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصيراً[١] حالا مى پردازيم به تشريح جزء جزء اين آيه: قرآن مى فرمايد: إِنَّ الَّذينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَهُ ظالِمى أَنْفُسِهِمْ آن مر دمى كه به جان خود، به آينده خود و بر همه چيز خود ستم كردند و حالا دارند مى ميرند فرشته هاى خدا كه مأمورند اينها را قبض روح كنند قالوا فرشتگان به اينها مى گويند: فيم كنتم در چه وضعى بوديد؟ كجا بوديد؟ فرشته آسمان وقتى مى بيند اين آدم اين قدر وضعش خراب است مثل آن طبيبى، يا آن جراحى كه آمده يك بيمار را جراحى كند وقتى مى بيند وضع بيمار خيلى خراب است و تأسف آور و ياس آور است مى گويد: مگر تو كجا زندگى مى كردى، چرا وضعت اين جورى است من اينطور احساس مى كنم كه ملائكه از خرابى حال اين بيچاره، از بدى روحش، از بد بختى و عذابى كه در انتظار او هست تعجب مى كنند و به او مى گويند: مگر كجا زندگى مى كردى؟ شما كجا بوديدكه اينقدر به خودتان ظلم كرديد و ظالم بر نفس از دنيا مى رويد، در جواب مى گويند: قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفينَ فِى الْأَرْضِ ما در زمين در ميان مردمى كه زندگى مى كرديم مستضعف بوديم، ما جزو توده بى اختيار بوديم، مستضعفين در جامعه آن گروهى هستند كه اختيار جامعه دست آنها نيست اينها مستضعف هستند، در خط مش جامعه در رفتن، در حركت آن در سكونش، در جهت گيريش، در فعاليتش هيچ اختيارى ندارند، همان طور كه قبلًا گفتيم، مى رود آنجا كه خاطرخواه كشندگان ريسمان است. همانطورمى روند، از خودشان اختيارى ندارند كه به كجا بروند و چه بكنند. يك مشت بچه كوچك دبستانى را فرض كنيد آن هم نه در سنين هفت ساله كه بچه هاى ٧ ساله امروز چشم و گوششان خيلى بيشتر از اين حرفها باز است، بچه
[١] - نساء، ٩٧.