ولايت - خامنهاى، سيد على - الصفحة ١٣٠
ك جور كافر است و يهترين نوع كافر است كه صريحا حرف خودش را مى زند و آدم او را مى شناسد ومو ضعگيرى خودش را با او درست تنظيم مى كند.
كافر بدتر آن كسى است كه اين نعمتهاى عظيمى را كه در اختياراو است كفران مى كند و رد مجراى غير صحيح بكار مى اندازند و نه فقط خود را كه همه انسانهاى تحت فرمان خود را به جهنم مى برد. ولايت طاغوت يك چنين چيزى است، آن كسى كه تحت ولايت طاغوت زندگى مى كند گوئى او اختيارى از خود ندارد، نمى گويم بكلى بى اختيار است بعد كه آيه قرآن را كه معنا كردم تفسير مطلب روشن مى شود اما در جريان سيل
گرفته و دارد مى ميرد مى خواهد دست و پايى بزند اما نمى تمى تواند، مى خواهد از راه جهنم بر
گردد و مى بيند كه همه افراد دارند بطرف جهنم مى روندو اورا هم با خودشان مى كشانند. آيا به آن جاهايى كه جمعيت زيادى هست رفته ايد؟ دلت مى خواهد ازاين طرف بروى اما جمعيت بى اختيار تو را مثل پر كاهى به طرف ديگر مى برد، كسى كه تحت ولايت طاغوت است مى خواهد خوب باشد، خوب زيست كند، انسان زندگى كند مسلمان بماند و مسلمان بميرد اما نمى تواند، يعنى جريان اجتماعى او را مى كشد و مى برد، آنچنان مى برد كه دست و پائى هم نمى تواند بزند اگر دست وپا هم بزند جز هدر دادن يك مقدارانرژى كار ديگرى از پيش نبرده است، نه فقط نمى تواند دست و پا بزند، درد ناكتراينست كه حتى گاهى نمى تواند بفهمد.
نمى دانم اين ماهيهايى را كه از دريا صيد مى كنند ديده ايد يا نه، گاهى هزاران ماهى در يك تور ميافتند كه از وسطهاى دريا آنها راساحل مى كشند اما هيچيك از ماهى ها نمى فهمند كه آنها را بكجا مى برند و هر يك فكر مى كند، كه خودش مقصدى را با اختيار ميرود اما در واقع