ولايت - خامنهاى، سيد على - الصفحة ١٣٢
اين است كه در جامعه اسلامى آن روز فعاليتها و انرژيها و نشاطهاى عجيبى بروز كرده است.
اما من از شما سئوال مى كنم آيا اين همه نشاط و فعاليتى كه آن روز انجام گرفت بالمال بسود جامعه اسلامى و انسانيت تمام شد؟ الآن ده قرن از آن روزگار مى گذرد و نسبت به آن روزگار تعصبى نداريم ودر مقابل دنياى غير مسلمان مى توانيم بگوئيم عالم اسلام بود كه آن دانشگاهها را بوجود آورد، عالم اسلام بود كه آن فلسفه را درست كرد، عالم اسلام بود كه در طبابت وطبيعيات چنين و چنان كرد. اما بين خودمان آيا مى توانيم به حق و انصاف بگوئيم كه آن همه نيرو و انرژى بجا وبه موقع و بسود انسانيت و بسود جامعه اسلامى تمام شد؟ جامعه اسلامى بعد از ده قرن از آن ميراث چه دارد؟ و چرا ندارد؟ چرا آن ثروت علمى و فرهنگى براى ما نمانده است؟ چرا مابعنوان يك جامعه اى كه ده قرن پيش آن همه تشعشع داشته است امروز در دنيا نمى درخشيم و جلوه نمى كنيم؟ آيا جزخاطر اين است كه آن همه نشاط و فعاليت اگر چه فعاليت انسانى بود اما زير نگين طاغوت بو د.
من نگين سليمان هيچ نستانم كه گاه گاه بر اودست اهرمن باشد
اين اهرمنها بودند كه با جامعه اسلامى بازى كردند وبراى بالا بردن نام خودشان كه مثلا درزمان خليفه چندم عباسى صورت گرفته دست به ترجمه كتب ميزدند. اگر به جاى اين همه فعاليت طبيعى، رياضى، نجومى، ادبى، فقهى، تجربى و غيره اجازه مى داند كه حكومت علوى سر كار بيايد، امام صادق سر كار بيايد، نشاطها و نيروها را امام صادق در اختيار بگيرد حتى اگر بفرض محال از لحاظ علمى، ادبى و از لحاظ اين مسائل كه دنيا امروز به آنها مى بالد و افتخار مى كند، صد سال هم عقب مى ماند باز بسود انسانيت بود و انسانيت رشد مى كرد، اسلام گل