ولايت

ولايت - خامنهاى، سيد على - الصفحة ١٤٠

نا آگاه ندارند اما در جامعه هائى كه با نظام فردى، با نظام ظالمانه، با نظام جاهلانه اداره مى شود اكثريت مردم مستضعفين هستند، مى گويند:

كُنَّا مُسْتَضْعَفينَ فِى الْأَرْض‌ (ما جزو مستضعفين بوديم) ما را همين طور كشاندند بردند و انداختند، لگد مال كردند، لجن مال كردند، ما اصلا نفهميديم كه اين عذر و جواب مستضعفين است. ملائكه در جواب مى گويند:

قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَهً فَتُهاجِرُوا فيها ملائكه مى گويند آيا زمين پروردگار هم منحصر همان جا بود؟ آيا همه دنيا در همان جامعه اى كه شما در آن جامعه سرزمين مستضعفانه زندگى مى كرديد خلاصه شده بود؟ آيا سرزمين خدا گسترده نبود تا شما از اين زندان خارج بشويد و به آنجا برويد، به يك نقطه آزادى، به آن نقطه اى كه بتوانيد خدا را عبادت بكنيد به يك نقطه اى كه بتوانيد نيروهايتان را در راه صحيح بكار بياندازند، به يك نقطه اى كه در آن نقطه مستضعف نباشيد آيا در اين دنيا چنين جائى نبود؟ از اين جواب معلوم مى شود كه منطق ملائكه با منطق خرد پسند انسانى كاملا برابر است، عقل آدم هم همين را مى گويد: قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَه‌ (آيا زمين خدا گسترده و وسيع نبود؟) فَتُهاجِرُوا فيها (تا درزمين خدا هجرت كنيد) و به جاى ديگر برويد؟ ديگر جواب ندارند چه بگويند بيچاره ها، معلوم مى شود حرف حساب جواب ندارد لذا است كه قرآن در فرجام و سرانجام اين بيچاره ها مى گويد: فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّم‌ آن مستضعفين، آنهايى كه نيروى شان به اختيار و در دست طاغوتها بود جايگاهشان جهنم است وساءت مصيرا و چه بد برگشت گاه و سر انجامى است براى انسان، اين هم اثرش البته يك استثناء دارد كه همه نمى توانند هجرت كنند، همه نمى توانند خودشان را از آن بند نظام جاهلى نجات بدهند، عده اى ناتوانند، عده اى پير هستند، عده اى كودك هستند، عده اى‌