ولايت - خامنهاى، سيد على - الصفحة ٨٩
هارون نيست، هارون اگر اين كارها را نكند هارون نيست. طبقه هارون حكم مى كند تا وقتى كه اين طبقه وجود دارد اين كارها انجام بشود. لذا از اوگله مندى نيست گله مندى از مردمى است كه آن حساسيت صدر اسلام را فراموش كرده بودند، آن هوشيارى و درك را كه در صدر اسلام داشتند آن را از دست داده بودند و در مقابل اين وضع احساس تكليف نمىكردند. احساس مسئوليت نمىكردند، دردشان نمىآمد، چرا اينطور شده بودند؟ براى اينكه از بس تبليغات مضر و موذيانه و رذالت آميز شده بود، و روى مردم كاركرده بودند. اين دستهاى تبليغى و دستگاههاى تبليغى. در اقطار جامعهاسلامى و كشور اسلامى ساليانى دراز روى مغز مردم، روى روح مردم، روى روحيه مردم كار كرده بودند تا باينجا رسيده بود، پس شما مىبينيد چقدر مهم است كه حاكم جامعه اسلامى چه كسى باشد و بايد آن كسى باشد كه خدا معين مىكند.
آيه ديگر قرآن مىگويد: أَطيعُوا اللَّه[١] (اطاعت كنيد خدا را) وَ أَطيعُوا الرَّسُول (از رسول اطاعت كنيد.). وَ أُولِى الْأَمْرِ مِنْكُم (صاحبان فرمان از ميان خودتان را هم فرمان ببريد.)
اما صاحبان فرمان يعنى چه؟ آن مسلمان جاهل و نادان خيال مىكند كه صاحب فرمان يعنى هركسى كه مىتواند فرمان بدهد و هر كس كه زورش براى فرمان دادن مىچربد، او اولى الامر است. ما مىگوئيم: نه، او اولى الامر نيست. اگر بنا باشد هركسى كه مىتواند فرمان بدهد اولى الامر باشد و از طرف قرآن به رسميت شناخته شده باشد، پس در فلان كوهستان، فلان دزد، قداره بند هم فرمان مىدهد، آنهم در آنجا همه كاره است، پس در آنجا او اولى الامر است و اطاعت فرمان او واجب است؟! اولى الامرى كه شيعه بآن معتقد است آن اولى الامر است كه خدا منشور فرمان را بنام او كرده باشد، شيعه اين را ميخواهد. آن
[١] - نساء، ٥٩.