ولايت - خامنهاى، سيد على - الصفحة ٨٥
دنبالش مىگويد: وَ هُمْ راكِعُون يعنى درحالى كه راكع هستند (زكات را بدهند) و اين اشاره به يك مورد و يك داستان خاص است. بعضى از مفسرين ديگر گفتهاند كه: وَ هُمْ راكِعُون معنايش اين است كه اينها هميشه در حال ركوع باشند اين جا اشاره به قضيه خاصى نيست. اما عربى دانى اين احتمال را رد مىكند هُمْ راكِعُون يعنى در حال ركوع زكات مىدهند به احتمالى كه به ذهن من مىآيد گمان مىكنم زكات، مطلق انفاقات است، چون انگشترى كه اميرالمؤمنين در حال ركوع داد زكات اصطلاحى نبوده بلكه انفاقى بود كه در راه خدا كرد، و در اينجا به آن اطلاق زكات شده است: وَ يُؤْتُونَ الزَّكاهَ وَ هُمْ راكِعُونَ يعنى يك انسان آنقدر دلبسته به مساوات باشد، بقدرى علاقه مند به اتفاق باشد، بقدرى برايش ديدن فقر و فقير درد آور باشد كه صبر نكند كه نمازش تمام شود به قدرى در اين انسان جاذبه انفاق شديد است و بقدرى اين آدم محو در راه انجام اين تكليف است كه امان ندارد كه صبر كند، مجال ندارد كه تحمل كند. فقيرى ديده جلوهاى ديده كه خدا آن جلوه را دوست نمىدارد او هم دوست نمىدارد اما چيزى هم ندارد جز انگشتر، ولى در همان حال نماز انگشتر را در مىآورد و به سائل مىدهد لذا اين اشاره به يك ماجراى مخصوص و مشخصى در تاريخ است كه آن را امير المؤمنين (عليه السلام) بوجود آورده است يعنى اين بزرگوار در حال نماز بوده كه فقيرى آمد و اين بزرگوار انفاق كرده و آيه نازل شده است.
پس همان طورى كه ملاحظه مىكنيد آيه دارد به طور اشارهاى علىّ بن ابيطالب را به عنوان ولىّ امر معين مىكند. ولى نه بصورت معين كردن زورگويان تاريخ كه وقتى معاويه مثلًا مىخواست براى خودش جانشين معين بكند مىگويد جانشين من پسر من است و او بايد بعد از من به اين مقام برسد. خداى متعال اين طورى براى پيغمبر جانشين معين