ولايت

ولايت - خامنهاى، سيد على - الصفحة ٤٤

آحاد امت اسلام در همه حال با آن قلب امت و اين ارتباط يعنى هم ارتباط فكرى وهم ارتباط عينى، يعنى درست از او سرمشق گرفتن و در افكار و بينشها دنبال او بودن و درست در افعال و رفتار و فعاليتها و حركتها او را پيروى كردن، پس ولايت على ابن ابى طالب يعنى در افكارت پيرو على باشى، در افعالت پيرو على باشى، تو را با على (ع) رابطه اى نيرومند، مستحكم، خلل ناپذير پيوند زده باشد، از على (ع) جدا نشوى، اين معنى ولايت است. اينجاست كه مى فهميم معنى اين حديث را وَلَايَهُ عَلِىِّ بْنِ أَبِى طَالِبٍ حِصْنِى‌[١] (ولايت على (ع) حصن و حصار من است) فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِى أَمِنَ نَارِى‌ (هركه داخل اين حصار شد از عذاب خدا مصون و محفوظ خواهد ماند) كه بسيار حرف جالبى است، يعنى مسلمانها و پيروان قرآن اگر از لحاظ فكر و انديشه و از لحاظ فكر و انديشه و از لحاظ عمل و تلاش و فعاليت متصل به على (ع) باشند از عذاب خدا مصون و محفوظند.

آن كسى كه قرآن را قابل فهم نمى داند، اين چطور مى تواند بگويد من ولايت على بن ابيطالب دارم و از لحاظ فكرى با على (ع) مرتبط هستم در حاليكه على بن ابيطالب در خطبه نهج البلاغه مى گويد:

وَ اعْلَمُوا أَنَّ هَذَا الْقُرْآنَ هُوَ النَّاصِحُ الَّذِى لَا يَغُشُّ وَ الْهَادِى الَّذِى لَا يُضِلُّ وَ الْمُحَدِّثُ الَّذِى لَا يَكْذِبُ وَ مَا جَالَسَ هَذَا الْقُرْآنَ أَحَدٌ إِلَّا قَامَ عَنْهُ بِزِيَادَهٍ أَوْ نُقْصَانٍ زِيَادَهٍ فِى هُدًى أَوْ نُقْصَانٍ مِنْ عَمًى‌. (قسمتى از خطبه ١٧٥ نهج البلاغه فيض الاسلام)

(و بدانيد اين قرآن پند دهنده اى است كه خيانت نمى كند و راهنمائى است كه گمراه نمى نمايد و سخن گوئى است كه دروغ نمى گويد و كسى با اين قرآن ننشست مگر آنكه چون از بيش آن برخاست، هدايت و رستگارى او افزايش يافت يا كورى و گمراهى او كم گرديد) على (ع) اينگونه مردم را به قرآن حواله مى دهد و اينطور مردم را به‌


[١] - أمالى الصدوق، ص: ٢٣٥.