ولايت

ولايت - خامنهاى، سيد على - الصفحة ٢٦

رَبِّكُم‌ (به خاطر اينكه شما به الله، كه پروردگار شما است ايمان مى آوريد). دشمن من ودشمن خودتان را، هم جبهه و يار و ياور مگيريد إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فى سَبيلى وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتى‌ (اگر در راه جهاد و مجاهدت و كوشش براى من و براى بدست آوردن خشنودى من بيرون آمده ايد،) اگر واقعاً راست مى گوئيد و در راه من تلاش و مجاهدت مى كنيد، حق نداريد آنكه دشمن من و دشمن شما است، هم جبهه، يار و پيوسته خودتان قرار بدهيد.

البته آيات بعدى روشن مى كند كه منظور خدا كدام كفار است، و آن آيات گروههاى كافر را تقسيم بندى مى كند تسرون اليهم بالموده‌ (كه در نهان و خفا محبت و مودت خود را به آنان تحويل دهيد) أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَيْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ‌ (و من داناتر هستم به آنچه كه شما پنهان كرده ايد و آنچه آشكار ساخته ايد). وَ مَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبيل‌ (و هركس از شما با دشمنان خدا طرح دوستى و ياورى بريزد و خودش را هم جبهه آنها بداند و نشان بدهد،) فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبيل‌ (از راه ميانه گمراه شده است)

لازم به تذكر است كه شأن نزول اين آيات درباره‌ حاطب بن ابى بلتعه‌ است. حاطب بن ابى بلتعه‌ يك مسلمان كم ايمان است، وقتى كه پيغمبر اكرم مى خواست به جنگ با كفار قريش برود حاطب‌ فكر كرد ممكن است پيغمبر در اين جنگ مغلوب بشود و خويشاندان او كه در ميان كفار هستند، مورد آسيب قرار بگيرند و او جزو سربازان پيغمبر است، اينجا خواست زرنگى بخرج بدهد گفت حالا كه ما دركنار پيغمبر هستيم و جهاد مى كنيم و ثواب مجاهدين در راه خدا راهم كه مى بريم. احتياطاً يك نامه اى هم به كفار بنويسيم و دوستى و وفادارى خودمان را نسبت به آنها هم اعلام كنيم، چه ضررى دارد؟ اگر در ميدان جنگ با