ولايت

ولايت - خامنهاى، سيد على - الصفحة ١٤١

زنانى كه امكان اين كار برايشان نيست لذا اينها مستثنى مى شوند إِلَّا الْمُسْتَضْعَفين‌[١] (مگر آن ضعيفان و ناتوانان) مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدان‌ (مرد، زن و فرزندان كه) لا يَسْتَطيعُونَ حيلَه‌ (كه چاره اى ندارند، كارى از آنها بر نمى آيد) وَ لا يَهْتَدُونَ سَبيلًا[٢] (و به سوى منطقه نور، به سوى منطقه اسلام و عبوديت خدا راهى پيدا نمى كنند، نمى توانند كارى بكنند فالئك پس اينهايى كه كارى نمى توانند بكنند عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُم ...[٣] (اميد است كه خدا از آنها عفو كند) اين عين عبارت قرآن است: اميد است كه خداوند متعال از آنان عفو كند. وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً (و خدا عفو كننده و داراى مغفرت است).

بعد براى اينكه آنكسانى كه خطاب حجت به آنها است احساس نكنند و خيال نكنند كه هجرت براى آنها مايه بد بختى و زيان خواهد شدو مرتب از خود سئوال نكنند كه مثلا چه خواهد شد، آيا مى توانيم يا نمى توانيم آيا پيدا مى كنيم ويا نمى كنيم، در جواب مى فرمايد: وَ مَنْ يُهاجِرْ فى سَبيلِ اللَّهِ‌[٤] (آن كسى كه مهاجرت مى كند در راه خدا) يَجِدْ فِى الْأَرْضِ مُراغَماً كَثيراً وَ سَعَه‌ بر زمين جولانگاهى بسيار مى يابد و سرزمينى گسترده مى بيند كه عجب پروازى در دنيا مى شود كزد، عجب به كام دل پرو بال مى توان زد، در نظام جاهلى پر و بال ما و پرواز ما وقتى كه خيلى اوج مى گرفتيم تا سطح قفس بود، اما حالا عجب آفاق پهنآورى، در مسجد بيچاره نمازش را به زور مى خواند اگر خيلى خدت مى كرد دو ركعت نماز در مسجد الحرام مى خواند بعد هم مفصل كتك نوش جان مى كرد و نهايت مسلمانى اين بود، نه بيشتر از اين اما بعد كه هجرت كرد و به سر زمين آزاد، به هواى آزاد، به جامعه اسلامى، به تحت ولايت الله و رسول الله در آمد ديد كه اينجا عجب جايى است‌ يتسابقون الى الخيرات‌ در اينجا مرتبه افراد با آيه قرآن و تقوى وعبادت، مشخص و معلوم مى شود.


[١] - نساء، ٩٨.

[٢] - نساء، ٩٩.

[٣] - نساء، ١٠٠.

[٤] - ادله آيه ١٠٠ سوره نساء