ولايت

ولايت - خامنهاى، سيد على - الصفحة ١٣١

بى اختيار است، مقصد او همان جا است كه مقصد آن صياد صاحب تور است. اين تور نامرئى نظام جاهلى، آن تورمايل هستند آدم را مى كشاند كه آدم نمى فهمد كجا مى رود، گاهى هم خيال مى كند كه بطرف سر منزل سعادت ورستگارى مى رود غافل از اين كه دارد به جهنم ميرود جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرار اين ولايت طاغوت و ولايت شيطان است اين جمله اول از دو جمله اى بود كه سئوال از آن تشكيل مى شد و سئوال اين بود كه آيا مى توان درولايت طاغوت مسلمان زيست؟ اجمالا در ولايت طاغوت زيستن را فهميديم كه يعنى چه اگر تفسيرش را بخواهيم مى توانيم باز بتاريخ برگرديم.

شما ببينيد كه در زمان بنى اميه وبنى عباس چقدر عالم اسلام با نشاط حركت كرده است، بينيد چه موج عظيمى از معلومات و دانشها در ميان جامعه اسلامى آن روز پديد آمده است، چه اطباى بزرگى پيدا شدند، چه متر جمان عظيمى در آن روزگار قحط زباندانى و معرفتها ى عمومى جهانى در عالم اسلام پيدا شدند وآثار عظيم فرهنگهاى قديمى را به عربى ترجمه كردند و نشر دادند مسلمان ها در همه رشته ها ى تاريخ حديث، علوم طبيعى، طب، نجوم و حتى از هنرهاى زيباو ظريف جزو نمونه هاى بسيار برجسته بودند به طوريكه الان هم وقتى يك آدمى مثل گوستاولوبون فرانسوى يافلان نوسينده و مستشرق ديگربه همين ظواهر نگاهى مى كند قرن دوم و سوم و چهارم اسلامى را قرن تشعشع اسلام مى داند اين آدم كتابى نوشته است به نام تاريخ تمدن اسلام در قرن چهارم هجرى، تمدنى كه در به نظر او عظيم است و اين تمدن عظيم را در قرن چهارم هجرى تشريح مى كند بطور كلى وقتى يك نفر مستشرق اروپائى به قرنهاى دوم و سوم چهارم هجرى نگاه مى كند چشمها يش خيره مى ماند و اين بخاطر