ولايت

ولايت - خامنهاى، سيد على - الصفحة ١٠٤

بت معينى نيست. گاهى آن بت خود تو هستى، گاهى پول توست، گاهى آن بت زندگى راحت طلبانه معمولى تو است، گاهى آن بت مراد تو است، گاهى اين بت كسى است كه تو دستت را در دست او گذاشتى و چشمانت را بسته اى و سرت را پائين انداخته اى تا هر جا كه خواست تو را ببرد، گاهى اين بت طلا نقره است، گاهى هم انسان است، گاهى نظام اجتماعى و قانون است، پس طاغوت يك اسم خاص نيست.

از آيات قرآنى چنين استنباط مى شود كه در كنار ملاء و مترف و احبار و رهبان، طاغوت مقامى بالاتر از آنهاست كه اين بحث ديگرى است و فعلًا بحثى درباره آن نداريم. بنابراين هر كسى كه از تحت ولايت خدائى خارج شد، ناگزير در ولايت طاغوتى و شيطانى وارد شده است، اما شيطان و طاغوت چه نسبتى با هم دارند؟ همبستگى آنها از نسبت بالاتر است. شيطان همان طاغوت و طاغوت همان شيطان است همچنانكه قرآن مى فرمايد: الَّذينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ فى سَبيلِ اللَّه‌[١] (آن كسانى كه ايمان آورده اند، مقاتله و ستيزشان در راه خداست.) وَ الَّذينَ كَفَرُوا يُقاتِلُونَ فى سَبيلِ الطَّاغُوت‌ (آن كسانيكه به دين، كفر و انكار ورزيده اند مقاتله و ستيزشان در راه طاغوت است.) و بعد مى فرمايد: فَقاتِلُوا أَوْلِياءَ الشَّيْطان‌ (با اولياء و پيوستگان و وابستگان شيطان ستيز و مقابله و مقاتله بكنيد) إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعيفاً (كه مكرو تدبير و حيله شيطان، ضعيف است.)

در اين آيه مى بينيد كه طاغوت بجاى شيطان و شيطان به جاى طاغوت نام برده شده است پس شيطان هم عنصرى است كه از خارج از وجود آدمى، او را به كارهاى شرارت آميز و فساد آميز، به انحطاط، به‌


[١] - نساء، ٧٦.