در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥١ - توجيهاتى براى گريز از مشكل بدعت
اوّلًا: قسمت آخر كلام او توجيه كننده تعيين يك امام به جاى چند امام است، در حالى كه بحث بر سر اصل جواز، يا عدم جواز به جماعت خواندن اين نماز است چه با يك امام، يا چند امام.
ثانيا: آن جا كه گفته اند: احكامى كه در زمان پيامبر به علل خاصّى تشريع شده است، پس از رحلت پيامبر (ص) و رفع مانع، قابليّت تغيير دارند، در واقع نوعى فتح باب براى قانونگذارى با ملاكها و معيارهاى شخصى، در ميان امّت اسلام مى باشد و اين فاجعه اى است كه بالاتر از آن، قابل تصوّر نيست.
توجيهاتى براى گريز از مشكل بدعت
از تمام آنچه گفتيم روشن مى شود كه صفت «بدعت» در نماز تراويح كاملًا استحكام يافته و تعريف «بدعت» بر آن منطبق شده است، به خصوص با توجّه به دو كلام عمر بن خطّاب كه: «رأى من اين است كه اگر اين مردم را بر يك امام جماعت متّحد كنم، زيباتر خواهد بود».
و «چه خوب بدعتى است اين!»[١].
اگر با وجود جمله هاى: «نظر من اين است» و «چه خوب بدعتى است»، «نماز تراويح» بدعت نباشد، پس چه چيزى بدعت است؟
[١] - صحيح بخارى: ٢/ ٢٥٢؛ موطّأ: ٧٣؛ كنز العمّال: ٨/ ٤٠٨ ح ٢٣٤٦٦.